تبليغاتX
مشاهده گر

مشاهده گر

 

لازم می دونم همینجا از تمامی دوستانی که من رو تو برنامه ریزی و برگزاری این سفر یاری رسوندند و می رسونند، تشکر کنم. مطمئناَ اگر کمک این دوستان نبود الآن فرصت کسب این تجربه رو نداشتم.

امیدوارم که همیشه پاینده و سربلند باشند .....

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 8:12 بعد از ظهر  توسط یاشار  | 

 

دوست داشتم اولین تجربه جدی سایکلتوریسمم تو ایران باشه.(سایکتوریسم به معنی سفر با دوچرخه هست). مسافرت زیاد می کردم و می کنم. هدفم از سفر مشاهده کردنه. مشاهده مردم، طبیعت، ... و حتی خودم. فکر می کنم روش درست مشاهده خود همینه. ولی مشاهده از روی دوچرخه نوع خاصیشه، که تجربه کردم و می خوام جدی تر تجربه کنم.

سفر من از 11 تیر و به مدت 90 روز انجام میشه. البته این تعداد روز تخمین اولیه است. مسافتی که رکاب می زنم در حدود 4400 کیلومتره . اسمش دور ایرانه، ولی نه دور گربه. به قول یکی از دوستان یه بچه گربه!

مسیر و جدول زمانبندی سفرم روی وبلاگ موجوده.

قراره گزارش سفر رو به صورت آنلاین اینجا بگذارم. امیدوارم که بتونم این کار را به صورت دائم انجام بدم.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 8:10 بعد از ظهر  توسط یاشار  | 

 

آرزوی سفر با دوچرخه از بچگی تو ذهنم بود. هر وقت یه جهانگرد دوچرخه سوار رو می دیدم، احترام خاصی براش قائل بودم و اونو از آدمای دیگه متفاوت می دونستم. تو تخیلم خودم رو جای اون می گذاشتم و هی رکاب می زدم و رکاب می زدم .....

 و از طعم شیرین این آرزو برای مدتی لذت می بردم.

تا اینکه، بعد از چند تجربه منحصربفرد تو زندگی ام به تکاپو افتادم تا دیدم رو نسبت به زندگی عمیقتر کنم و تمرین کنم که مشاهده گر ماهری باشم. همین بود که رفتم سراغ آرزوی خاک گرفته دوران بچگی ام و با خودم گفتم چرا که عملیش نکنم!

از اون موقع تا امروز که چند روزی بیشتر تا شروع اولین سفر طولانی مدتم با دوچرخه نمونده، تلاش زیادی کردم. امیدوارم که روزی فرصت کنم تا نتایج این تلاشها که شامل جمع آوری اطلاعات فنی لازم، آمادگی جسمانی، انجام سفرهای کوتاه مدت و ... است رو از همین جا در اختیار دیگر کسانی بگذارم که آرزوی خاک گرفته ای مثل من تو ذهن دارند!

همین دو سال خودش تجربه جالبی بود. با آدمای زیادی برخورد کردم و دوستان خوبی پیدا کردم. حتی بعضی وقتها می گفتم که شاید سفر من تا قبل از شروع سفر اصلیم تموم بشه! با تجربیاتی که جهت آمادگی برای سفر اصلیم کسب می کنم به مقصودم برسم و دیگه لزومی برای انجام سفر اصلیم نبینم.

ولی خوب اینطور نشد .....

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 8:1 بعد از ظهر  توسط یاشار  |